محمد بن أحمد الفاسي المكي ( مترجم : محمد مقدس )

42

شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى )

حالت پاى راست قيدار به سر يعقوب و پاى چپ وى به سر عيصو فرود آمد و ساره خشمگين گرديد ، ابراهيم عليه السلام به او گفت : عصبانى مشو ، چرا كه پاهاى فرزندان كسى كه بر دوش من است از طريق حضرت محمد صلّى اللَّه عليه [ وآله ] و سلم بر سر اينان خواهد بود . اين روايت ابن‌عباس دلالت بر آن دارد كه تبار عدنان به قيدار مىرسد ، و نه به نابت بن اسماعيل و از آنچه « قطب » دربارهء مادر قيدار ذكر كرده ، نام دختر حارث بن مضاض ، كه فاكهى بعنوان مادر فرزندان اسماعيل از وى ياد كرده - روشن مىشود ؛ زيرا فاكهى در ميان فرزندان اسماعيل ؛ از جمله همان قيدار را نام برد كه قطب نام او و نام مادرش را آورده است . بنابراين ، دربارهء مادر قيدار سه قول گفته‌اند ، هاله ، سلمى و خنفا ( واللَّه اعلم ) . اسماعيل افزون بر دوازده فرزند پسر ، يك دختر داشته كه سهيلى از وى ياد كرده است . وى مىگويد : ابن‌اسحاق نام فرزندان ذكور اسماعيل را نوشته ، ولى از دختر وى كه « نسمه » نام داشته ، ياد نكرده است . نسمه همسر عيصو بن اسحاق بوده و بنا به گفتهء طبرى ، « 1 » روميان و فارس‌ها از وى زاده شده‌اند . او مىافزايد : در نسب اينان ترديد دارد كه آيا او مادر ايشان هست يا خير ؟ آنها زاده‌هاى عيصو هستند كه به وى عيصى هم مىگفتند . مطالبى دربارهء خاندان اسماعيل ازرقى مىگويد : جدّم از سعيد بن سالم ، از عثمان بن ساج و او از ابن‌اسحاق نقل كرده كه وى از فرزندان اسماعيل است و اندكى از اخبار ايشان و اخبار مربوط به جُرهُم و قَطُور و نبرد و نزاعهايى كه ميان ايشان وجود داشت ، سخن گفت و افزود : پس از آن ، خداوند خاندان اسماعيل عليه السلام را در مكه پراكنده ساخت . دايىهاى ايشان از جرهمىها نيز كه در آن زمان حاكمان كعبه بودند ، پس از نابت بن اسماعيل در مكه پراكنده شدند و هنگامى كه سرزمين مكه بر آنها تنگ آمد ، براى كسب روزى رهسپار سرزمين‌هاى ديگر شدند و به

--> ( 1 ) . تاريخ الطبرى ، ج 1 ، ص 317